یـــارا معصومی

دیــــــوار

همة دنیا ... دیوار بود

دیوارهای سنگی

دیوارهای بلند دلتنگی

و تو را ... دیدم

و هزار پنجره بر روی من گشوده شد

هر پنجره هزار فصل بود

که مرا ، به آن سوی دیوار آشتی می­داد

هر پنجره هزار خاطره بود

که مرا، با خودم آشتی می­داد

تو رفتی؛ و تمام دنیا دوباره دیوار شد

این بار ، خسته ... در این سوی دیوار نشسته

ولی با بغض هزار خاطره

               از آن سوی دیوار .. 

+   یارا معصومی ; ۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ٢٦ فروردین ۱۳۸۸

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir