یـــارا معصومی

شعر اعتراف،حسین پناهی

 

من زندگی را دوست دارم ولی
از زندگی دوباره می ترسم!

دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها... می ترسم!

قانون را دوست دارم
ولی از پاسبانها می ترسم!

عشق را دوست دارم
ولی از زنها می ترسم!

کودکان را دوست دارم
ولی ز آئینه می ترسم!

سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!

من می ترسم
پس هستم
اینچنین می گذرد روز و روزگار من!

من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم!

+   یارا معصومی ; ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱ بهمن ۱۳۸٥

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir