یـــارا معصومی

از دکتر شریعتی

 کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام

 چیزهای چندش آور بود ، آن هم به سه دلیل ؛

 اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آورتر بود-

اینکه در آن سن و سال، زن داشت.

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس

را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم...

Yara Masoumi

+   یارا معصومی ; ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱٥ آبان ۱۳۸٩

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir