یـــارا معصومی

دریچه های حقیقت

دریچه های حقیقت

 

تصویرگران راز،

تصدیق­کنندگان فکر،

پنجره های دل؛

از چشمانت می گویم !

که رسواکنندگان تلخی کلامت بودند

در آن هنگام که عشق را

به حبس کشیده بودی.

 

راه را در پی تو پیمودم

بی آنکه بدانی این خسته را

- تنها-

ریسمان آن دو سوار می­کشیدند

که نشسته بر مرکب چهره ات،

غارتگر غرور و تنهایی اند.

 

وقتی شعاع نور آن خورشید را

 در چشمانم فرو می کنی

دیدن را معنایی دوباره می بخشم؛

که دیگر نه جهان را،

زندگی را می بینم.

 

و در آن چمنزاران یقین

روح تشنة من

با قطره اشکی فسون انگیز

 جان گرفت

و تو آن سبزه زاران را

 به بیابانی مثال میزنی

و چشمه های امیدم را

به سرابی.

 

" و مرا حیرت این پندار است

که تو را باور چشمانت نیست..   " 

 

  .. یــــارا ..

+   یارا معصومی ; ٢:٤۸ ‎ق.ظ ; ٢٦ فروردین ۱۳۸۸

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir