یـــارا معصومی

چرا همیشه یکی بود یکی نبود!!

 

یکی بود یکی نبود، این داستان زندگی ماست همیشه همین بوده! یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم ساختن . برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد. هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود ، که یکی بود ،  دیگری هم بود . همه با هم بودند  و ما اسیر این قصه کهن ، برای بودن یکی ، یکی را نیست می کنیم . از دارایی ، از آبرو ، از هستی . انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست . هیچ کس نمیداند جز ما ! هیچ کس نمی فهمد جز ما و آن کس که نمی داند و نمی فهمد، ارزشی ندارد، حتی برای زیستن  و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم، هنر نبودن دیگری !

+


design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir