یـــارا معصومی

پندهای آموزنده!!

 

پند اول
بوقلمونی ، گاوی بدید و بگفت : در آرزوی پروازم اما چگونه ، ندانم. گاو پاسخ داد : گر ز تپاله من خوری قدرت بر بالهایت فتد و پرواز کنی. بوقلمون خورد و بر شاخی نشست. تیراندازی ماهر ، بوقلمون بر درخت بدید. تیری بر آن نگون بخت بینداخت و هلاکش نمود

نتیجه اخلاقی: با خوردن هر گندی شاید به بالا رسی ، لیک در بالا نمانی

----------------------------------------------------------------------  

پند دوم

گنجشکی از سرمای بسیار قدرت پرواز از کف بداد و در برف افتاد.

گاوی گذر همی کرد و تپاله بر وی انداخت.

گنجشک ز گرمای تپاله جان بگرفت و به آواز مشغول شد.

گربه ای آواز بشنید ، جست و گنجشک بدندان بگرفت و بخورد. نتیجه اخلاقی

 هر که گندی بر تو انداخت ، حتماً دشمن نباشد.
هر که از گندی بدر آوردت ، حتماً دوست نباشد
گر خوشی ، دهان ببند و آواز بلند مخوان. 
-------------------------------------------------------------------------------
پند سوم
خرگوش از کلاغی بر سر شاخه پرسید:
که آیا من نیز میتوانم چون تو نشسته ، کار نکنم؟
کلاغ پاسخ داد : چرا که نه..
خرگوش بنشست بی حرکت.
روباهی از ره رسید و خرگوش بخورد.

نتیجه اخلاقی

 لازمه نشستن و کار نکردن بالا نشستن است.. 
------------------------------------------------------------------------
پند چهارم
برای تعیین رئیس ، اعضاء بدن گرد آمدند.
مغز بگفت که مراست این مقام که همه دستورات از من است.
سلسله اعصاب شایستگی ریاست ، از آن خود خواند.
که منم پیام رسان به شما ، که بی من پیامی نیاید.
ریه بانگ بر آورد:
هوا ، که رساند؟ .... من ، بی هوا دمی نمانید ، پس ریاست مراست.
و هر عضوی به نحوی مدعی.
تا به آخر که سوراخ مقعد دعوی ریاست کرد.
اعضاء بنای خنده و تمسخر نهادند و مقعد برفت و شش روز بسته ماند.
اختلال در کار اعضاء پدیدار گشت.
روز هفتم ، زین انسداد جان ها به لب رسید و سوراخ مقعد با اتفاق آراء به ریاست رسید.
 

نتیجه اخلاقی
چون لازمه ریاست ، علم و تخصص نباشد ، هر سوراخ مقعدی ریاست کند...

------------------------------------------------------------------------

 

 

+


design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir