یـــارا معصومی

رفیق قدیمی..

 

در واقع، هیچ چیز هرگز نخواهد توانست جای همسفر از دست رفته را ‏بگیرد.

کسی نمی‌تواند یک رفیق قدیمی را بیافریند و از نو بسازد.

هیچ چیز نخواهد توانست ارزش گنجینه‌ی آن همه خاطرات مشترک و آن همه

ساعات پر خطری را که با هم گذراندیم و آن‌همه قهرها و آن‌همه آشتی‌ها و

همچنین تپش‌های قلب‌مان را داشته باشد.

 

چنین دوستی‌هایی را هرگز دوباره نمی‌توان ساخت.

شِکوه و شکایت و زجر، بیهوده است.

 فقط می‌توانیم امیدوار باشیم که فوراً بتوانیم زیر سایه‌اش پناه بگیریم.


‏... مثل این است که ما ابتدا بارور می‌شویم و پس از آن‌که سال‌های متمادی کاشتیم،

سال‌هایی هم می‌رسد که هر چه را ‏کاشته‌ایم، دست زمان از ریشه در می‌آورد

و گلزارمان را خشک و بی‌ثمر می‌سازد.

دوستان و هم‌پروازان، یکایک، سایه‌ی خود را از سر ما بر می‌گیرند

 و با ماتمی که در دل داریم، از آن به بعد،

 با ماتم افسوس فصل پیری وارد زندگی‌مان می‌شود.


‏این اخلاق عجیبی است که مرموز و دیگران به ما آموختند.

عظمت یک حرفه شاید قبل از هر چیز، در یکی شدن روح‌هاست و این،

یک شکوه حقیقی است: ‏شکوه مناسبات روابط انسانی.


برگرفته از کتاب:
اگزوپری، آنتوان دوسنت؛ باد، شن، ستاره‌ها؛

+


design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir